جزیره تنب بزرگ
جزیره تنب بزرگ، از جزایر ایرانی خلیج فارس است که موضوع حاکمیت بر آن، یکی از بهانههای صدام برای آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود.
جزیره تنب بزرگ بخشی از شهرستان ابوموسی در استان هرمزگان[1] با وسعت تقریباً 11 کیلومتر مربع در فاصله 180 کیلومتری بندرعباس در خلیج فارس قرار دارد. تنب در فارسی دری به معنای تپه است[2] و علت این نامگذاری، وجود تپههایی در بخشهای غرب و شمال غربی این جزیره است که باعث شده این جزیره به شکل یک تپه به نظر برسد.[3] آب و هوای جزیره خشک دریایی و حداکثر و حداقل دمای آن به ترتیب 45 و 8/5 درجه سانتیگراد است.[4] میزان بارش آن 126 میلیمتر در سال و منابع آب زیرزمینی آن بسیار محدود است.[5] پوشش گیاهی جزیره غالباً از نوع کرت، کهور، کنار و گز است.[6] بیشتر ساکنان جزیره، کارکنان دولت و نیرویهای مسلح ایران هستند. طبق آمار سال 1375 جمعیت جزیره 637 نفر است که بیشتر مشاغل نظامی و عمرانی دارند.[7]
ایرانیان جز در مدت کوتاهی از زمان حکومت پادشاه ماد؛ هُوَخشَترَ تا پایان سلسله ساسانیان مالک جزیره بودهاند.[8] در زمان حکومت عمربن خطاب این جزیره جزو امپراطوری اسلامی شد، اما در زمان ابوبکر سعدبنزنگی اتابک فارس، این جزیره مجدداً به حاکمیت ایران بازگشت و تا آمدن پرتغالیها در سال 886 ش. این مالکیت ادامه یافت. در سال 1004 ش. امامقلیخان به دستور شاهعباس صفوی پرتغالیها را از خلیج فارس بیرون کرد و حاکمیت جزیره به ایران اعاده شد. با سقوط دولت صفویه و ضعف دولت مرکزی، کمپانی انگلیسی هند شرقی در این جزیره مستقر شد تا اینکه در سال 1106 مالکیت جزیره توسط نادرشاه افشار به ایران بازگردانده شد.[9] پس از نادرشاه و با تساهل کریمخان زند، شیوخ قاسمی رأسالخیمه عملاً جزیره را تصرف کردند.[10] انگلیسیها برای حفظ امنیت کشتیرانی هند که منافع آنان را تأمین میکرد در مقابل منازعات دریایی قواسم و قبیله بنییاس که در سواحل امارات حضور داشتند و با عدم توجه ایران به سواحل جنوبی خود که منجر به حضور فعال دولت در این سواحل و لطمه به منافع انگلیسیها میشد، در سال 1199 ش. «هنل » مقیم سیاسی انگلیس در خلیج فارس به دستور حاکم بمبئی موظف شد با ایجاد خطی موسوم به «هنل» یک خط حائل ایجاد کرده و مرز دریایی ایران را با شیوخ امارات معین کند. در این خط جزیره تنب بزرگ، ابوموسی و سیری جزوی از قلمرو ایران شناخته شد.[11] با وجود این، انگلیس در سال 1282 ش. جزیره تنب بزرگ و چند جزیره دیگر را اشغال کرد. سرانجام در سال 1350 ش. محمدرضا پهلوی در قبال صرف نظرکردن از حاکمیت بحرین، حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه تنب بزرگ، کوچک و ابوموسی را تثبت کرد.[12]
یکی از مسائلی که صدام پیش از تحمیل جنگ به ایران عنوان میکرد لزوم خروج بی قید و شرط ایران از جزایر سهگانه تنب بزرگ، کوچک و ابوموسی بود.[13] در این زمینه رئیس دولت امارات هم از عراق حمایت میکرد و همین امر موجب شد یگانهای منطقه یکم نیروی دریایی ارتش با حمایت منطقه دوم این نیرو مواضع خود را در حفاظت از این جزایر تقویت کنند.[14] صدام پیش از آغاز جنگ تبلیغات گستردهای با موضوع ملیگرایی عربی و مالکیت به اصطلاح عربی جزایر سهگانه زد تا در ارتش خود انگیزه یک تهاجم بزرگ را علیه ایران ایجاد کند.[15] صدام ادعا میکرد این جزایر عربی است[16]و باید به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس اعاده شود.[17]
پس از شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359 عراق در کنار حمله نظامی، در حوزه دیپلماتیک نیز در تلاش بود حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه را زیر سؤال ببرد. در این راستا، در 9 آبان همان سال سعدون حمادی وزیر خارجه عراق به امارات متحده عربی اعلام کرد که اگر این کشور برای اعاده حاکمیت بر جزایر سهگانه دست به اقدام بزند از حمایت عراق برخوردار خواهد بود.[18] صدام نیز ادعا کرد تا زمانی که ایران بر این جزایر حاکم است خطر جنگ و جنگهای بعدی تا اعاده حاکمیت عربها بر این جزایر وجود دارد.[19] در 21 آذر همان سال دولت امارات در یادداشتی به کورت والدهایم دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد که ایران در سال 1350 ش. این جزایر را اشغال کرده و دولت امارات بر استرداد این جزایر اصرار دارد.[20]
در کنار این تحرکات خارجی، در داخل نیز ابوالحسن بنیصدر رئیس جمهور برای پایان جنگ طرحی ارائه کرد که براساس آن یک قدرت ثالث در اراضی اشغال شده ایران توسط عراق مستقر شود، آنگاه راجع به موضوع جزایر سهگانه با کشورهای حاشیه خلیج فارس مذاکره کنند؛ طرحی که عملاً موجب تأخیر در اجرای عملیات نیروهای ایران و تأخیر در شکستن حصر آبادان شد.[21] البته پیروزی عملیات ثامنالائمه «ع» غلط بودن طرح بنیصدر را به اثبات رساند، اما آنچه موجب تغییر مواضع کشورهای حاشیه خلیج فارس درباره این جزایر شد، موفقیت ایران در فتح خرمشهر بود. پس از این موفقیت، شورای همکاری خلیجفارس در تاریخ 10 خرداد 1361 بیانیهای صادر کرد که در آن ضمن حمایت از پایان جنگ، اعلام کرد عراق آماده بازگشت به مرزهای خود است. کشورهای شورای همکاری خلیجفارس از طرفی خواهان جلوگیری از پیشروی ایران بودند و از طرف دیگر از واکنش ایران واهمه داشتند. به همین علت در بیانیه خود علناً از عراق حمایت نکردند و از ایران میخواستند از تلاشهایی که برای پایان جنگ میشود استقبال کند.[22]
در سال 1362 عراق برای جلوگیری از صدور نفت ایران 5 فروند هواپیمای سوپر استاندارد به همراه موشکهای اگزوست از فرانسه دریافت کرد. در مقابل، ایران تهدید کرد در صورت حمله به نفتکشهایش، تنگه هرمز را خواهد بست. ایران پیش از تحویل هواپیماها به عراق، در مهر 1362، مواضع نظامی خود را در جزیره تنب و سایر جزایر خلیج فارس تقویت کرد و با انجام پروازهای شناسایی و اقدامات پشتیبانی، مقدمات لازم برای بستن تنگه را فراهم کرد. در پی این اقدام سلطان قابوس، پادشاه عمان به آمریکا هشدار داد که ایران توانایی لازم برای بستن تنگه هرمز را دارد.[23]
پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، امارات متحده عربی همچنان ادعاهایی راجع به حاکمیت جزایر ایرانی خلیج فارس مطرح میکرد. ایران در سال 1371 در مذاکرات ابوظبی راجع به جزایر سهگانه حاضر شد و اعلام کرد این جزایر تا ابد متعلق به ایران است و به هیچوجه درباره حاکمیت جزایر سهگانه حاضر به مذاکره با هیچکس نیست.[24]
با توجه به اینکه این جزیره در نزدیکی تنگه هرمز و در عمیقترین قسمت خلیج فارس واقع شده است، نقشی کلیدی در کنترل ترددهای دریایی دارد، چرا که کشتیها هنگام عبور از تنگه هرمز ناگزیرند از کنار یکی از جزایر سهگانه ایرانی عبور کنند و ایران برای حفظ حاکمیت دریایی خود بر خلیج فارس از این جزایر بهره میبرد.[25]
منابع و ارجاعات:
- [1] گلوردی، عیسی، جغرافیای جزایر ایرانی خلیج فارس (جزایر بوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک)، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1381، ص160.
- [2] افشار سیستانی، ایرج، نام دریای پارس و دریای مازندران و بندرها و جزیرههای ایرانی، تهران، کشتیرانی والفجر هشت، 1376، ص 126.
- [3] گلوردی، عیسی، همان، ص162و161.
- [4] همان، ص166.
- [5] همان، ص178و177.
- [6] همان، ص182و181.
- [7] همان، ص192و189.
- [8] عرباسماعیلی، محمود و سلیمان قاسمیان، جزایر سهگانه ایرانی: پیشینه تاریخی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، تهران، کانون اندیشه جوان، 1395، ص49 و47.
- [9] عرباسماعیلی، محمود، همان، ص 64 ،65، 69 ،56-54.
- [10] گلوردی، عیسی، همان، ص195.
- [11] عرباسماعیلی، محمود، همان، ص82 و80-79.
- [12] همان، ص160و113.
- [13] مرادپیری، هادی و مجتبی شربتی، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، تهران، سمت، چ یازدهم، 1392، ص71.
- [14] سوادکوهی، شاهرخ، اقدامات و نتایج عملیات نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تجاوزات و مداخلات عراق و نیروهای فرامنطقهای در خلیج فارس، تهران، دافوس، 1397، ص249.
- [15] لطفاللهزادگان، علیرضا، روزشمار جنگ ایران و عراق، ج 5، هویزه آخرین گامهای اشغالگر: زمینگیر شدن و توقف کامل دشمن، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، چ چهارم، 1390، ص544.
- [16] سوادکوهی، شاهرخ، همان، ص 74.
- [17] مرادپیری، هادی، همان، ص70.
- [18] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص85.
- [19] همان، ص166.
- [20] همان، ص419.
- [21] ایزدی، یدالله، روزشمار جنگ ایران و عراق، ج 15، آزادسازی سرزمینهای ایران، گام اول: عملیات ثامنالائمه علیهالسلام شکستن محاصره آبادان ناکامی منافقین در براندازی نظام، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1396، ص1148.
- [22] حبیبی، ابوالقاسم، روزشمار جنگ ایران و عراق، ج 19، آزادسازی خرمشهر پایان رویای تجزیه ایران، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس ، 1397، ص 703-701.
- [23] لطفاللهزادگان، علیرضا و ایرج همتی، روزشمار جنگ ایران و عراق، ج 28، نخستین عملیات بزرگ در شمال غرب، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1396، ص744.
- [24] عرباسماعیلی، محمود، همان، ص183.
- [25] امیری، علی و حجت نادری، «نقش جزایر سه گانه در سیادت دریایی ایران در خلیج فارس»، نشریه تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی، سال20، ش 58، پاییز1399، ص341.