دوشنبه 23 اسفند 1361؛ نهصدوچهارمین روز جنگ تحمیلی
در تبادل آتش در منطقه آبادان و خرمشهر، با آتش یگانهای خودی در سواحل اروندرود، 6 نفر از نفرات دشمن کشته شدند. اسکله چهارچراغ نیز دچار حریق شد.[1]
آبادان زیر آتش سلاح سنگین دشمن قرار داشت؛ 4 منزل مسکونی تخریب شد و بخشی از جنگلهای اطراف ایستگاه 7 راهآهن دچار آتشسوزی شد.[2]
ساعت 18:15، دشمن 10 گلوله توپ به طور پراکنده به منطقه تیپ 4 لشکر 81 کرمانشاه (ارتش) و شهر سرپل ذهاب شلیک کرد که تلفات و ضایعاتی نداشت.[3]
با آتش نیروهای خودی در منطقه مریوان، تعدادی سنگر دشمن منهدم شد. یک خودرو حامل نفرات دشمن نیز در منطقه پنجوین، خرمال و رشان (عراق) منهدم شد.[4]
از ساعت 7 تا 18، 14 فروند از هواپیماهای دشمن ضمن تجاوز به حوالی مناطق سوسنگرد، جفیر، خرمشهر، ایلام و امیدیه، توسط رادارهای نیروی هوایی شناسایی شدند و علیه آنها اقدامات تاکتیکی به عمل آمد.[5]
نیروهای خودی برای پاکسازی منطقه دارساوین وارد روستاهای مرانه و هندآباد در 15 کیلومتری شمال شرقی سردشت شدند. افراد حزب دمکرات قبل از شدت گرفتن درگیریها، روستاها را تخلیه و فرار کردند. در این عملیات یکی از افراد دمکرات با یک اسلحه ژ 3 و تعدادی خشاب و فشنگ دستگیر شد.[6]
در درگیری افراد خودی با افراد مسلح ضدانقلاب در روستای باغی در شمال سردشت، یک بسیجی به شهادت رسید.[7]
افراد ضدانقلاب شبانه 2 نارنجک به منزل یکی از طرفداران جمهوری اسلامی در روستای کوسه کهریز در 19 کیلومتری شمال غربی مهاباد (آذربایجان غربی) پرتاب کردند. این فرد و همسرش زخمی شدند.[8]
در عملیات کمین پیشمرگان کرد مسلمان در روستای نژادآباد سردشت، یک عضو دموکرات کشته شد.[9]
نیروهای تیپ شهدا، روستاهای خاتون باغ و شکم دریده در منطقه شهری کندی در جنوب غربی بوکان را پاکسازی کردند. 17 ضدانقلاب دستگیر و 20 سرباز که پیش از این به گروگان گرفته شده بودند آزاد شدند.[10]
روستاهای خانقاه، کلاتی کلان، اشکل، دوری، باسلان و هلوان (منطقه ارومیه) توسط یگان جندالله و عشایر بارزانی (مخالف صدام) پاکسازی شد؛ 25 ضدانقلاب کشته و عدهای مجروح شدند. 6 اسلحه به دست آمد. 2 نفر از نیروهای خودی نیز شهید و 5 نفر مجروح شدند.[11]
ساعت 22:30، نیروهای پایگاه جعفرآباد (آذربایجان غربی) با ضدانقلاب درگیر شدند که بدون آسیب به نیروهای خودی در ساعت 23:40 پایان یافت.[12]
در ساعت 18:45 بین کردهای ساکن نقده با کردهای بارزانی (مخالف صدام) به انگیزه اختلافات قبلی در خیابان امام نقده درگیری مسلحانه ایجاد شد. 2 نفر از افراد بارزانی کشته و یک نفر زخمی شد.[13]
یکی از اعضای کمیته مرکزی حزب دمکرات با تحویل سلاح کمری، خود را به نیروهای سپاه پاسداران پیرانشهر (آذربایجان غربی) معرفی و درخواست اماننامه کرد.[14]
اقدامات ضدانقلاب در تهران و شهرستانها ادامه داشت: ساعت 19:10، 3 فرد مسلح نقابدار با تهدید اسلحه دست و پای 2 پزشک را در کلینیک آلرژی خیابان طالقانی تهران بستند، اما با به صدا درآمدن آژیر خطر متواری شدند؛[15] 5 عضو سازمان مجاهدین خلق که تحت تعقیب بودند توسط سپاه پاسداران در بازار سمنان دستگیر شدند. این افراد هنگام دستگیری علاوه بر سلاح کمری، چندین نارنجک به همراه داشتند. یکی از آنها حین انتقال به بازداشتگاه با خوردن سیانور خودکشی کرد؛[16] یک خانه تیمی سازمان مجاهدین خلق در دامغان کشف شد. ساکنان خانه هنگام خروج به فرمان ایست نیروهای سپاه پاسداران توجه نکردند و درگیر شدند. 2 منافق کشته و یک نفر دستگیر شد. یک عابر نیز بر اثر اصابت گلوله منافقین زخمی شد.[17]
ساعت 12، از اسلحه یک بسیجی در منزل خود در نازیآباد تهران، حین بازدید اسلحه تیری شلیک شد که باعث فوت وی شد.[18]
ساعت 9 در اثر نزاع مسلحانه بین اهالی قریه کالوس یاسوج به علت اختلافات محلی، یک نفر مجروح و 2 نفر توسط ژاندارمری دستگیر شدند.[19]
جلسه شورای عالی دفاع در حضور رئیس جمهور و با شرکت 6 نفر از فرماندهان عالیرتبه نظامی (محسن رضایی، سیدیحیی رحیم صفوی، غلامعلی رشید، علی صیاد شیرازی، حسین حسنی سعدی و سیدعلی موسوی قویدل) در مقر ریاست جمهوری در تهران، تشکیل شد. موضوع جلسه بررسی علل ناکامی در عملیات والفجر مقدماتی، چشمانداز آینده جنگ و پیشنهاد برای آینده جنگ بود.[20]
10 نفر از اتباع عراق از طریق مرزهای غربی وارد ایران شده، درخواست پناهندگی کردند.[21]
در حمله نیروهای مبارز مسلمان کرد عراق (مخالف صدام) به یک کامیون ارتش بعث در حوالی حلبچه، 4 نفر از سرنشینان آن کشته شدند.[22]
منابع و ارجاعات:
- [1] بهروزی، فرهاد، تقویم تاریخ دفاع مقدس - سال سربلندی، ج 31، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1395، ص 686.
- [2] لطفاللهزادگان، علیرضا، روزشمار جنگ ایران و عراق - عملیات والفجر 1، ج 24، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1394، ص 373.
- [3] بهروزی، فرهاد، همان، ص 686.
- [4] همان، ص 687.
- [5] همان، ص 705.
- [6] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 364.
- [7] همان.
- [8] همان.
- [9] بهروزی، فرهاد، همان، ص 687.
- [10] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 364؛ بهروزی، فرهاد، همان، ص 687.
- [11] بهروزی، فرهاد، همان، ص687.
- [12] مالکی گمچی، اسداله، فرماندهی انتظامی استان آذربایجان غربی، ج 1، تهران، پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی ناجا، 1395، ص 195.
- [13] بهروزی، فرهاد، همان، ص 699.
- [14] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 364.
- [15] بهروزی، فرهاد، همان، ص 710.
- [16] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 364.
- [17] همان.
- [18] بهروزی، فرهاد، همان، ص 710.
- [19] همان.
- [20] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 357.
- [21] همان، ص 363.
- [22] همان، ص 387.