جمعه 20 اسفند 1361؛ نهصدویکمین روز جنگ تحمیلی
در تبادل آتش بین یگانهای ژاندارمری و دشمن در منطقه آبادان و خرمشهر، ضمن جلوگیری از نقل و انتقالات دشمن در جاده فاو- بصره، چندین سنگر اجتماعی و انفرادی آنها در آن سوی اروندرود منهدم شد و تعدادی از نیروهای عراق کشته شدند. از نیروهای خودی نیز 3 نفر مجروح شدند.[1]
آبادان زیر آتش سلاح سنگین دشمن قرار داشت؛ 3 منزل مسکونی تخریب شد.[2]
خرمشهر زیر آتش سلاح سنگین دشمن قرار داشت که موجب آتشسوزی و از بین رفتن 700 اصله درخت خرما در اطراف این شهر شد.[3]
ساعت 20 دشمن یک گلوله توپ در منطقه شلیک کرد که پس از انفجار دانههای شبرنگی در اطراف پخش شد و از بوی بد آن به بعضی از افراد حالت تهوع دست داد.[4]
در تبادل آتش توپخانه در منطقه لشکر 81 زرهی کرمانشاه (ارتش)، تعدادی سنگر و یک خمپارهانداز دشمن نابود شد. از نیروهای خودی یک نفر شهید و 3 نفر مجروح شدند.[5]
ساعت 12:07، 2 هواپیمای عراق در منطقه تیپ 1 لشکر 81 زرهی کرمانشاه، دیوار صوتی را شکستند. در ساعات 12:10 و 12:25 نیز 4 هواپیمای عراق، گردانهای 122 و 123 این لشکر را در ارتفاعات زلهزرد سومار بمباران کردند که تلفاتی نداشت.[6]
در ساعت 12:05 و 12:20، 8 هواپیمای عراق منطقه عملیاتی تیپ 30 گرگان (ارتش) مستقر در سومار را با بمبهای خوشهای و آتشزا بمباران کردند که تلفات و ضایعاتی نداشت.[7]
ساعت 12:30 جنگندههای دشمن به حومه شهر ایوان غرب (ایلام) حمله کرد؛ 5 نفر از عشایر چادرنشین مجروح، خسارتی به چادرهای آنان وارد و دامهای آنان تلف شدند.[8]
ساعت 20:30، افراد مسلح ضدانقلاب به پاسگاه پل دزآور (پاوه؛ کرمانشاه) حمله کردند که به آتش آنان پاسخ داده شد. با اعزام نیروهای کمکی نیز، درگیری در ساعت 3:18 صبح خاتمه یافت.[9]
ساعت 9 در درگیری نیروهای خودی با ضدانقلاب در محور سنندج- کامیاران، یک درجهدار، 2 سرباز و 3 بسیجی به شهادت رسیدند و 3 نفر مجروح شدند. یک خودروی ژاندارمری نیز در آتش سوخت.[10]
ساعت 7:45؛ افراد حزب دمکرات کردستان به نیروهای تأمین جاده فرودگاه سنندج حمله کردند؛ 6 نفر از نیروهای ژاندارمری شهید و 3 نفر زخمی شدند. مهاجمان سپس 11 خودرو شخصی و دولتی را ربودند اما با سررسیدن نیروهای کمکی، همه خودروها پس گرفته شد. در این درگیری که تا ساعت 15 ادامه داشت، 2 نفر از نیروهای خودی زخمی شدند.[11]
افراد مسلح ضدانقلاب به 2 خودرو در حال عبور در 2 کیلومتری جنوب سنندج در روستای چناره حمله کردند؛ 2 نفر شهید و 4 نفر زخمی شدند. 2 شهید این درگیری، داخل خودروها سوخته و تشخیص هویت آنان ممکن نیست.[12]
افراد حزب دمکرات کردستان به پایگاه حسنآباد در محور سنندج - دیواندره حمله کردند، اما با مقاومت نیروهای خودی و رسیدن نیروهای کمکی، مهاجمان فرار کردند. 3 نفر از افراد پایگاه زخمی شدند.[13]
حمله افراد مسلح ضدانقلاب به روستای رشنش در جنوب غربی سنندج، ناکام ماند. یکی از اهالی روستا زخمی شد.[14]
افراد مسلح ضدانقلاب، 10 نفر از نیروهای سپاه پاسداران را در اطراف بوکان (آذربایجان غربی) به گروگان بردند. مهاجمان سپس یک پاسدار را به شهادت رساندند.[15]
50 فرد مسلح ضدانقلاب در محور بوکان - مهاباد به پایگاه اختتَر حمله کردند که با مقاومت نیروهای خودی فرار کردند. در این حمله، 2 سرباز زخمی شدند.[16]
ساعت 20 ضدانقلاب به سمت نیروهای پایگاه آقاجری (دیواندره؛ کردستان) تیراندازی کردند که بدون آسیب به نیروهای خودی در ساعت 22 پایان یافت.[17]
افراد مسلح ضدانقلاب چندین گلوله خمپاره به سمت تأسیسات برق نقده (آذربایجان غربی) شلیک کردند که خساراتی نداشت.[18]
افراد مسلح ضدانقلاب در غرب نقده، 3 عدد مین در جاده کار گذاشتند که بر اثر انفجار آنها یک خودرو باری شخصی و یک بولدوزر وزارت راه آسیب دید. یکی از مینها را نیروهای تیپ نوهد کشف و خنثی کردند.[19]
ساعت 8 یک خودروی باری و یک لودر اداره راه در منطقه سنندج با مین برخورد کرد و خساراتی به خودروها وارد شد.[20]
در ساعت 11 یک سرباز در محور میاندوآب- مهاباد با مین برخورد و مجروح شد.[21]
یک سرباز در روستای بردهرش در شمال ارومیه، با مین برخورد کرد و یک پایش قطع شد.[22]
3 نفر از نیروهای جهاد سازندگی که در درگیری 2 آذر 1361 به گروگان ضدانقلاب درآمده بودند، آزاد شدند و خود را به سپاه پاسداران پیرانشهر (آذربایجان غربی) معرفی کردند.[23]
افراد حزب دمکرات، نیروهای بسیج بومی شهرک ربط سردشت (آذربایجان غربی) را تهدید کردهاند که تا پایان فروردین سال آینده فرصت دارند از عضویت بسیج خارج شده و اسلحههای خود را تحویل دهند، در غیر این صورت با آنان به عنوان خائن برخورد خواهد شد.[24]
بر اثر دستکاری و شلیک آرپیجی - 7 توسط یک بسیجی، 3 سرباز یگان ژاندارمری مهاباد و تعدادی از افراد بسیج مجروح شدند.[25]
اقدامات ضدانقلاب در تهران و شهرستان ها ادامه داشت: ساعت 2، دو نفر به طرف نگهبان هوانیروز پادگان قلعهمرغی تیراندازی کردند که نگهبان زخمی و ضاربین متواری شدند؛[26] نیروهای کمیته انقلاب اسلامی شیراز 2 موتورسوار سازمان مجاهدین خلق را تعقیب میکردند. آنها بدون توجه به اخطار نیروهای کمیته قصد فرار داشتند که با تیراندازی افراد کمیته یکی از آنان زخمی و دستگیر شد و دیگری فرار کرد؛[27] اعضای سازمان مارکسیستی طوفان، شبانه به اداره بهزیستی بجنورد وارد شده و پس از سرقت مقداری اسباب و لوازم اداری و مقداری پول با نوشتن شعار آنجا را ترک کردند؛[28] 200 نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق از شهرهای شمالی به کردستان رفته و به نیروهای حزب دمکرات پیوستند؛[29] افراد کمیته و بسیج زابل به سوی یک خودرو وانت که به ایست توجه نکرد تیراندازی کردند و یک نفر از سرنشینان آن مجروح شد.[30]
ساعت 12 مأموران مرزبانی غلامان منطقه خراسان در حین گشتزنی در نوار مرزی، یک غیر نظامی را که از افغانستان به خاک ایران وارد شده بود دستگیر کردند.[31]
تصمیمات کارگروه سیاسی اجلاس سران جنبش عدم تعهد مبنی بر عدم موضعگیری در بیانیه پایانی درباره جنگ ایران و عراق و موکول شدن تصمیمگیری راجع به میزبانِ اجلاس آتی سران به بعد، که بر اثر اقدامات دیپلماتیک ایران اتخاذ شد، پیروزی بزرگی برای ایران در این اجلاس است.[32]
عمر محمد الطیب معاون رئیس جمهور سودان، ضمن دفاع از میزبانی عراق برای هشتمین اجلاس سران عدم تعهد، درباره اعزام نیروهای سودانی به عراق گفت: نیروهای سودانی فقط برای حفاظت از حق حاکمیت عراق در این کشور به سر میبرند. ما نمیخواهیم ایران را فتح کنیم، اما از اینکه مشاهده میکنیم به رغم درخواستهای بسیار، تهران جنگ را متوقف نمیکند ناراضی هستیم.[33]
کمال حسن علی معاون نخستوزیر و وزیر خارجه مصر، بی طرف نبودن مصر در جنگ عراق و ایران را رد کرد و تأکید نمود کشورش تنها زمانی به عراق اسلحه داد که این کشور نیروهایش را از خاک ایران خارج کرده و به مرزهای رسمی خود با ایران عقب کشید و نیاز داشت امکاناتش برای اجرای حق دفاع از خود فراهم شود.[34]
مردم عراق در سلیمانیه و کرکوک تظاهراتی علیه صدام برگزار کردند که با حمله مأموران بعثی 3 نفر مجروح شدند.[35]
شرکت مقاطعهکاری انکا ترکیه، یک قرارداد 70 میلیون دلاری توسعه خط لوله نفت بین عراق و ترکیه منعقد کرد.[36]
6 نفر از مردم عراق از جمله 3 پزشک، از طریق مرزهای غربی وارد ایران شده و درخواست پناهندگی کردند.[37]
یک سرباز عراقی تیپ 36 پیاده این کشور، خود را به ارتش معرفی و درخواست پناهندگی کرد.[38]
آمار تلفات ارتش، وزارت دفاع، ژاندارمری و شهربانی جمهوری اسلامی ایران تا ساعت 8 صبح، 16.096 شهید و 66.886 مجروح، اسیر و مفقود اعلام شد.[39]
منابع و ارجاعات:
- [1] بهروزی، فرهاد، تقویم تاریخ دفاع مقدس - سال سربلندی، ج 31، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1395، ص 589 و 590.
- [2] لطفاللهزادگان، علیرضا، روزشمار جنگ ایران و عراق - عملیات والفجر 1، ج 24، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1394، ص 313.
- [3] همان.
- [4] بهروزی، فرهاد، همان، ص590.
- [5] همان، ص 593.
- [6] همان.
- [7] همان، ص 595.
- [8] بولتن خبرگزاری پارس، گزارشهای ویژه، ش 357، 21 اسفند 1361، ص 5.
- [9] بهروزی، فرهاد، همان، ص 593.
- [10] همان، ص 594.
- [11] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 314.
- [12] همان.
- [13] همان.
- [14] همان.
- [15] همان.
- [16] همان.
- [17] مالکی گمچی، اسداله، فرماندهی انتظامی استان آذربایجان غربی، ج 1، تهران، پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی ناجا، 1395، ص 193.
- [18] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 315.
- [19] همان، ص 314.
- [20] بهروزی، فرهاد، همان، ص 594.
- [21] همان.
- [22] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 315.
- [23] همان.
- [24] همان.
- [25] بهروزی، فرهاد، همان، ص 594.
- [26] همان، ص 600.
- [27] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 315.
- [28] همان.
- [29] همان.
- [30] بهروزی، فرهاد، همان، ص 600.
- [31] همان.
- [32] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 315.
- [33] همان، ص 319.
- [34] همان، ص 320.
- [35] بولتن خبرگزاری پارس، ایران در 24 گذشته، ش 358، 22 اسفند 1361، ص20.
- [36] لطفاللهزادگان، علیرضا، همان، ص 321.
- [37] همان، ص 313.
- [38] همان.
- [39] بهروزی، فرهاد، همان، ص600.